X
تبلیغات
طریقت نقشبندیه ، طريقه سيفيه، سير و سلوك - حتما بخونید مختصری از طریقه نقشبندیه نوشته ی عبدالله آخوند سیفی پسر مرحوم حاجی گلدی آخوند سیفی
آشنایی با طریقت نقشبندیه سیفیه.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله و کفی و سلام علی عباده الذین اصطفی

تعریف عرفان:

 

واژه عرفان در لغت به معنای معرفت و شناخت خداوند است. (لغت نامه دهخدا، غياث اللغات، لغت نامه آنندراج) و در اصطلاح به علوم خاصی اطلاق می شود که اصول و قواعد آن بر مبنای «تصفیه قلب» و «تزکیه نفس» و در نتیجه انتقال از ایمان استدلالی به ایمان شهودی و یقینی و وصول الی الله می باشد.

الفاظ؛ عرفان، تصوف، طریقت، سیر و سلوک، احسان و اخلاص، مترادفند، لیکن با مناسبت های متفاوت استعمال می گردند. عرفان یا تصوف رکن سوم از ارکان سه گانه اسلام است. مبنای دین مبین اسلام بر سه رکن استوار است: 1- ایمان 2- اسلام 3- احسان.

ایمان، اسلام، احسان

 

در مورد تقسیم بندی دین مبین اسلام به سه رکن اساسی، حدیث مشهوری وجود دارد که صاحب کتاب مرقات، آن را به نام های، حدیث جبرائیل، ام الاحادیث، ام الجوامع، ذکر کرده است، این حدیث در بین صاحبان صحاح نیز متفق علیه می باشد:

«هنگامی که رسول الله ج با یاران خود در مسجد نشسته بودند، شخصی وارد شد که، لباس او خیلی سفید، و موهایش به غایت سیاه بود، و در وی علایم سفر دیده نمی شد، و کسی هم او را نمی شناخت، روبروی رسول الله ج نشست، به طوری که دو زانوی خود را به دو زانوی رسول اکرم ج چسباند، و دو دست خود را بر ران هایش گذاشت، و گفت: یا محمد اسلام چیست؟

رسول اکرم ج فرمود: اسلام 1- گواهی دادن است به لا اله الا الله و محمد رسول الله 2- و بر پا کردن نماز 3- و دادن زکات 4- و گرفتن روزه ماه رمضان 5- و حج بیت الله شریف در صورت داشتن استطاعت.

سپس وی گفت: ایمان چیست؟ رسول اکرم فرمود: 1- ایمان آوردن است به خداوند 2- و به فرشتگان 3- و به کتاب های آسمانی 4- و به پیامبران 5- و به روز قیامت 6- و به زنده شدن بعد از مرگ 7- و به تقدیر.

سپس گفت: احسان چیست؟ عبادت کردن است خداوند را به طوری که او را می بینی، پس اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند. بعد آن شخص رفت و خیلی دور نشده بود، که از چشم ما محو گردید. و رسول اکرم ج فرمودند: که او جبرئیل إ بود برای تعلیم دادن دین اسلام به شما آمده بود». (المرقات، علی القاری، جلد 1 صفحه 47)

شیخ عبد الحق دهلوی در کتاب «اشعة اللمعات» در شرح این حدیث می فرماید: «پس نیک بدان که به تحقیق اساس دین و کمال آن، عقاید و فقه و تصوف، است و در این حدیث، به این سه رکن از دین اسلام، اشاره شده است. منظور از ایمان در این حدیث، اعتقادیات و مسائل اصولی علم کلام، که به هفت قسم، تقسیم شده بود، می باشد. و منظور از اسلام، که بنا به حدیث: «بُنِیَ الاسلامُ عَلَی خَمس»؛ به پنج قسم تقسیم شده است؛ فقه و عملیات می باشد. و منظور از احسان؛ تصوف و عرفان، که عبارت از صدق توجه به حق تعالی است، می باشد». (اشعة اللمعات، شیخ عبدالحق دهلوی، جلد 1 صفحه 40)

هدف از عرفان:

 

دو هدف اصلی عرفان؛ «تزکیه نفس» و «تصفیه قلب» است. نفس؛ نیرویی است که خداوند در وجود هر یک از انسان ها قرار داده است و به صورت بسیار امر کننده به بدی، خلق شده است. به مضمون آیه «إنَّ النَّفسَ لأمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» (سوره یوسف آیه 53) ترجمه: به تحقیق نفی بسیار امر کننده به بدی است. و حدیث قدسی: «عَادِ نَفسَکَ فَإنَّهَا انتَصَبَت بِمعَادَاتِی». ترجمه: دشمن گیر نفس خود را که به تحقیق او به دشمنی من برخاسته است.

و همچنین حدیث: «لَيسَ عَدُوكَ الذِى يَقتُلكَ فَيَدخلكَ الله بِهِ الجَنَّةَ وَإن قَتَلتَهُ كَانَ لَكَ نُورًا وَلكن أعدَى الأعداءِ لَكَ نَفسَكَ الَّتِى بَينَ جَنبَيكَ». ترجمه: دشمن اصلی تو نیست کسی که در جنگ تو را می کشد و شهید می گرداند پس خداوند به سبب آن تو را به بهشت داخل می کند، و اگر هم تو او را بکشی، برای تو نور و ثواب است، ولی دشمن ترین دشمن تو، نفس خود توست که در وجود خودت قرار دارد. (جامع الصغیر السیوطی 1192، النسائی 1126، البیهقی 355)

وظیفه هر یک از انسان ها است که نفس اماره خود را تزکیه نمایند. «قَد أفلَحَ مَن زَکَّاهَا، وَ قَد خَابَ مَن دَسَّاهَا». (سوره شمس آیه 9 و 10) ترجمه: به تحقیق رستگار شد هرکس که نفس خود را تزکیه و پاک نمود و نا امید شد هر که آن را به حالت اول خود گذاشت.

امکان دارد کسی بی توسط مرشد کامل ومکمل و عرفان و تصوف بتواند از شر نفس اماره خلاص شود، یا حتی امکان دارد کسی مادر زادی ولی به دنیا بیاید، که به آنها مراد گفته می شود ولی تعداد آنها خیلی کم و یک در هزار است.

اما، ما و شما برای تزکیه نفس خود باید به راه معمول و معهود تزکیه نفس، یعنی سپردن خود به پیر کامل و مکمل و تربیت به دست او، روی بیاوریم. وقتی که نفس به وسیله عرفان و مرشد کامل و مکمل تزکیه شد، دیگر حائلی وجود ندارد که انسان را از انجام اوامر الهی باز دارد.

شیطان دشمن قسم خورده ی انسان است، اما دشمن خارجی انسان محسوب می شود، و بدون کمک نفس که دشمن داخلی انسان است نمی تواند به وجود انسان راه یابد و او را به معصیت بکشاند. حضرت مولانا می فرماید:

هیچ نکشد نفـس را جز ظل پـیر     دامن آن نفس کش را سخت گیر

یکی دیگر از اهداف عرفان تصفیه قلب از کدورت ها و بیماری های روحانی همچون؛ حسادت، کبر، غرور، کینه، جاه طلبی، دنیا طلبی و غیره است این بیماری ها که از نفس به قلب عارض شده بیش از نود بیماری است که هر یک از آن ها گناه کبیره بوده، و بر هر فردی لازم است که سینه خود را از این بیماری ها پاک نماید.

مثلا حسد که یکی از بیماری های قلبی و روحی است از گناهان کبیره محسوب می شود و انسان باید خود را بوسیله عرفان از شر آن خلاص کند در غیر این صورت حسناتش برای او فایده ای نمی رساند، همانطور که در حدیث شریف آمده است: «الحسد تاکل الحسنات کما تاکل النار الحطب» یعنی حسد حسنات و نیکی های انسان ها را از بین می برد همانطور که آتش هیزم را می سوزاند و از بین می برد. و همینطور است سایر امراض باطنی و روحی که در هر انسانی وجود دارد.

همانطور که مرض جسمانی شخص را در ادای احکام شریعت با مشکل مواجه می سازد مرض روحی و باطنی نیز سختی و دشواری تکالیف شرعی را باعث می گردد. پاکسازی سینه از امراض روحانی نیز مانند امراض جسمانی پزشکان مخصوص به خود را دارد که فی الواقع علمای حقیقت و مشایخ طریقت هستند.

وجود اولیاء در هر دوران:

 

اولیاء خدا و مردان حق و مشایخ طریقت در هر زمان و دوران وجود دارند و خواهند داشت و دنیا از وجود اولیاء الله خالی نخواهد بود.

مگو اصحاب دل رفتـند و شهر عـشق شد خـالی  جهان پر شمس تبریز است و مردی کو چو مولانا

 

در حدیث شریف آمده است که هرگاه یکی از آنها از دنیا برود خداوند جای او را با یک نفر دیگر پر می کند و تعداد مشخصی از آنها به ارشاد و راهنایی مردم و امورات تکوینی و باد و باران و غیره مشغولند.

پس به هر دوری ولیی قایم است   تا قیـامـت آزمـایـش دائـم است

مراحل نفس انسانی:

 

در کتاب حسب الارشاد آمده است: «در قرآن شریف هفت نوع نفس ذکر شده است:

1- اماره؛ «ان الانفس لاماره بالسوء» (سوره یوسف آیه 53)

2- لوامه؛ «ولا اقسم بالنفس اللوامة» (سوره قیامه آیه 2)

3- ملهمه؛ «فالهمها فجورها و تقواها» (سوره شمس آیه 8)

4- مطمئنه؛ «یا ایتها النفس المطمئنة» (سوره فجر آیه 27)

5- راضیه؛ «ارجعی الی ربک راضیة» (سوره فجر آیه 28)

6- مرضیه؛ «ارجعی الی ربک راضیة مرضیة» (سوره فجر آیه 28)

7- کامله؛ «فادخلی فی عبادی» (سوره فجر آیه 29)». (حسب الارشاد، احمد مبین صاحب، صفحه 13)

نفس انسان اماره بالسوء خلق شده و وظیفه هر انسانی است که بوسیله پیامبران الهی و جانشینان و وارثان بر حق ایشان نفس خود را از امارگی در آورده و به مدارج عالی آن که در بالا ذکر شد ارتقاء دهد. از وظایف پیامبران الهی همانطور که در آیات زیادی آمده است؛ تلاوت آیات خداوند و تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه انسان ها می باشد.

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ». (سوره آل عمران آیه 164) ترجمه: هر آئينه نعمت منت نهاد خداوند بر مؤمنان آن گاه كه فرستاد در ميان ايشان پيغامبرى از خود ايشان، مى خواند بر ايشان آيات خدا، و پاك مى سازد ايشان را، و مى آموزد ايشان را كتاب و علم.

تقاضای نفس اماره حب جاه، و ریاست و برتری بر اقران خویش است، و می خواهد دارد که همه مردم فرمانبردار و محتاج به او باشند، و او محتاج و زیر حکم هیچ کس نباشد، و این ادعای بسیار بزرگی است، که به ادعای خدایی و پروردگاری می انجامد. (مبدأ و معاد، امام ربانی، صفحه 59) اما پس از تزکیه نفس توسط عرفان و پیر کامل و مکمل نفس از این خباثت و ناپاکی تزکیه و پاک شده و در انجام اوامر الهی از بهترین ها می گردد. در حدیث شریف آمده است که «خیارکم فی الجاهلیة خیارکم فی الاسلام» یعنی: برترین و بالاترین شما در جهل و کفر وقتی مسلمان شد، در اسلام نیز برترین و بهترین شما می گردد.

آموزش عرفان توسط رسول الله (ص):

 

از حضرت ابوهریره روایت شده است که فرمودند: از رسول خدا دو ظرف علم را یاد گرفتم، که یکی از آنها را منتشر ساختم، و دیگری را اگر نشر کنم، این گلو بریده شود.

در شرح این حدیث در کتاب «اشعة اللمعات» چنین آمده است: دو نوع علم را به دو ظرف تشبیه کرد به اعتبار دارا بودن هر یک به چیزی که در دیگری نیست، و گفته اند که مراد از علم اول، علم احکام و اخلاق است، که مشترک است بین خواص و عوام. و به ثانی، علم اسرار است، که محفوظ و مصون است از اغیار، از جهت باریکی و پوشیدگی آن، و عدم وصول فهم ایشان بدان، و مخصوص است از علمای بالله از اهل عرفان. (اشعة اللمعات، شیخ عبدالحق دهلوی، جلد 1 صفحه 19)

عرفان صحابه کرام:

 

و در کتاب کشف الظنون آمده است: صحابه رسول الله (خداوند از همه آنها راضی باد) همگی آن ها صوفی بوده اند چرا که تصوف عبارت از: «تصفیه قلب» و «تزکیه نفس» و «اخلاص دائمی با خداوند متعال» می باشد و همگی آنها به این اوصاف موصوف بودند، بعد از زمان صحابه کرام و تابعین و تبع تابعین که بدعت ظهور یافت و غفلت شایع گردید، تصوف نام جداگانه ای یافت.

از آنچه گفته شد معلوم می شود که رسول اکرم ج همانطور که معلم علم ظاهر بودند، معلم علم باطن نیز بوده اند.

علماء، وارثان پیامبران:

 

«العلماء ورثة الانبیاء» عالم کامل کسی است که از دو نوع علم که از رسول اکرم ج به ارث رسیده است بهره کافی داشته باشد، که در این صورت مصداق وارث کامل پیامبر بر او صدق می کند، و تبعیت از ایشان نیز در رنگ تبعیت از رسول اکرم ج است. چون او مردم را به سنت رسول خدا امر می کنند.

لزوم مراجعه به مشایخ طریقت:

 

در مورد لزوم مراجعه به مشایخ طریقت و علمای حقیقت برای زدودن امراض روحانی دلائل زیادی وجود دارد، که به عنوان نمونه به تعدادی از آن ها اشاره می شود. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون». (سوره مائده آیه 35) ترجمه: اى مسلمانان بترسيد از خداوند و به سوى او وسیله طلب کنید و در راه او جهاد كنيد تا رستگار شويد. در تفسیر روح البیان که از تفاسیر معتبر اهل سنت می باشد وسیله به علمای حقیقت و مشایخ طریقت تفسیر شده است. تفسیر روح البیان، جلد 2 صفحه 388)

حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی می فرماید: باید دانست که مرض ظاهر چنانچه موجب تعسر ادای احکام شرعیه است، مرض باطن نیز مستلزم این تعسر است، پس فکر ازاله این مرض لازم آمد، و به اطباء حاذق که همانا مشایخ طریقت و علمای حقیقت است، التجاء آوردن فرض عین گشت. (مکتوبات امام ربانی، مکتوب ... جلد 1 صفحه 127) حافظ می فرماید:

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن   ظلـماتسـت بتـرس از خـطر گمـراهی

«یا ایها الناس قد جائتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمة للمومنین» (سوره یونس آیه 57) در تفسیر الصاوی در ذیل این آیه آمده است: در این آیه مراد از «موعظة من ربکم» شریعت و مراد از «شفاء لما فی الصدور» طریقت و همچنین «هدی و رحمة للمومنین» اشاره به حقیقت دارد. (حاشیة الصاوی علی الجلالین، جلد 3 صفحه 877)

عمل به دستورات قرآن برای یک فرد عادی بسیار دشوار است دستورات پیر و شیخ طریقت خارج از دستورات قرآن نیست و اگر شیخی دستوری مخالف قرآن و شریعت امر کند شیخ نیست و اطاعت از او درست نمی باشد. مولانا می فرماید:

هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر        دامن آن نفس کش را سخت گیر

در کتاب مبدأ و معاد آمده است: ولادت صوری هرچند از والدین است اما ولادت معنوی مخصوص به پیر است ولادت صوری را حیات چند روزه است و ولادت معنوی را حیات ابدی است پیر است که به توسل او به خدا عز و جل می رسند و فوق جمیع سعادات دنیویه و اخرویه می باشد پیر است که به وسیله او نفس اماره که بالذات خبیث است مزکی و مطهر می گردد و از امارگی به اطمینان می رسد و از کفر جبلی به اسلام حقیقی می آید. (مبدأ و معاد، امام ربانی، صفحه 59)   هیچ مولانا نشد ملای روم       تا مرید شمس تبریزی نشد

حلقه ذکر:

 

در فضایل حلقه های ذکر احادیث زیادی نقل شده است: «قال رسول الله ج : لا یقعد قوم یذکرون الله الا حفتهم الملائکة و غشیتهم الرحمة و نزلت علیهم السکینة و ذکرهم الله فی من عنده».

ترجمه: حضرت رسول اکرم ج فرمودند: هیچ گروهی باهم در یک محل برای ذکر خداوند جمع نمی شوند مگر اینکه فرشتگان آنها را در بر می گیرند و رحمت بر آنها می گسترانند و آرامش را بر آنها نازل می کنند و خداوند آنها را در گروه فرشتگان در نزد خود یاد می کند.

و هم چنین حدیث: «قال رسول الله ج : اذا مررتم بریاض الجنه فارتعوا قالوا و ما ریاض الجنة یا رسول الله قال حلق الذکر» ترجمه: حضرت رسول اکرم ج فرمودند: هرگاه بر باغ بهشت در این دنیا گذر کردید از میوه های آن بخورید صحابه فرمودند که باغ بهشت چیست حضرت فرمودند که باغ بهشت در این دنیا، حلقه های ذکر خداوند است. (الجامع الصغیر، شیخ جلال الدین سیوطی، رواه ترمذی، جلد 1 صفحه 35)

طریقه نقشبندیه:

 

تصوف دارای طرق متعددی است، که هدف تمامی آن ها تزکیه نفس، و تصفیه قلب می باشد، هرچند که روش آن ها در رسیدن به هدف متفاوت است. معروفترین این طرق عبارتند از: نقشبندیه، قادریه، چشتیه و سهروردیه.

سلسله طرق ثلاثه چشتیه قادریه سهروردیه توسط حضرت علی (رض) و سلسله طریقه نقشبندیه توسط ابوبکر صدیق (رض) از رسول اکرم به سایر مشایخ رسیده است.

اولین مرحله در این طریقت انتخاب راهنما و مرشدی کامل و مکمل است، بعد از انتخاب پیر با نظر و توجه پیر کامل و مکمل لطیفه قلب مرید که غرق غفلت و کدورت بود به جوش می آید و ذاکر می گردد و مظهر صفات حق تعالی می گردد. بعد از لطیفه قلب به روح و سر و خفی و اخفای سالک نیز تلقین ذکر می گردد.

با به کمال رسیدن این لطایف، ذکر باطنی در سینه طالب به حدی می رسد که حتی در حالت خوردن و نوشیدن و خوابیدن قلب او به کار خود که همانا ذکر خداوند متعال می باشد مشغول است. حضرت مولانا در خصوص این پنچ لطیفه که همگی نوری لطیف از انوار خداوند می باشند و در سینه انسان به ودیعت گذاشته شده است چنین می فرمایند:

پنـج حسـی هسـت جز این پنـج حس      آن چو زر سرخ و این حس ها چو مس

سالک را در لطیفه نفسی که حالا با ذاکر شدن قلب کمی از قله غرور به زیر آمده دنبال می کند و اوامر واسباق مربوط به لطیفه نفس را به او می آموزد و رفته رفته مراحل تزکیه نفس طی می گردد بعد از لطیف نفس ذکر لطیفه قالبی نیز تلقین می گردد. شاعر در بیت زیر اشاره جالبی به این لطایف انسانی دارد:

هفت شهر عشق را عطار گشت    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

بعد از طی این مراحل شیخ مرید را به انجام ذکر نفی اثبات لا اله الا الله به روش معهود در طریقه نقشبندیه امر می کند و بعد از آن 36 مراقبات نقشبندیه را یکی پس از دیگری به مرید تلقین می نماید.

نقشبـــندیه عجـب قافـله ســالارانــند   کـه برند از ره پنـهان به حرم قــافله را

همـه شیـران جهان بسته این سلسله انـد    روبه از حیله چه سان بگسلد این سلسله را

خاتمه؛

 

از آنجا که انجام اوامر شرع مبین اسلام برای هر یک از مسلمانان لازم و ضروری است، و امارگی نفس وامراض روحانی مانع از انجام بهتر اوامر دین می گردد، برای هر یک از مسلمانان ضروری است که به وسیله عرفان و تصوف نفس خود را مزکی ساخته و بیماری های باطنی خود را مداوا نمایند، اوامر الهی را با شوق و لذت انجام دهند، و عمل و دین خالص را به پیشگاه خداوند عرضه نمایند، الا لله الدین الخالص.

 

عبدالله آخوند گوگ آتابای سیفی

جمادی الثانی 1433


برچسب‌ها: عرفان, عرفان ناب, تصوف, طریقت
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1391ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط سيفيه  |